چند قدم تا آسمون

یه میزبان خوب دوست داره بهترین جارو به میهمانش بده.....

خدا بهترین میزبانه........ازش بهترین موقعیت هارو بخواه....

"و قل رب انزلنی منزلا مبارکا" آیه 29 سوره مومنون

............وقتی این sms قرآنی برام اومد انگار درکش کردم...ناخودآگاه از خوشحالی خندیدم...

اما حالا بیشتر درکش میکنم...

گرچه میدونم حالا حالاها مونده تا بفهمم بهترین میزبان یعنی چی...یعنی کی....!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٧/٩ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ توسط سما نظرات () |

سه شب بود که برای مراسم شهادت حضرت زهرا می رفتیم گلستان شهدا،
شب سوم وارد سرویس که شدم  دختر شلوغکار و کم حجاب خوابگاه رو دیدم که تیمی واسه خودش داره...البته فقط یک نفر از تیمش همراهش بود...
خندیدم و گفتم ببین کی اینجاست!! سردسته اخراجی ها...اونم با دمپایی!!!
خندید و گفت حالا چی بخونیم؟! گفتم جز خلبانان ..ملوانان ...چیزی نخونی!!!
بهش گفتم برو اینجا و چندتا دوست ناب پیدا کن...
وقتی رسیدیم گلستان به امون خدا و شهدا رهاشون کردیم که فکر نکنن میخوایم کنترلشون کنیم..
برای مراسم مداحی هم داخل خیمه اومده بودند...
شب موقع برگشت پرسیدم حالا با کی دوست شدی..!؟گفت.
گفتم عجب شهیدی هم گیر آوردی..خیلی معروفه بخاطر کارایی که برای مردم انجام داده...
مقنعه ش هم جلو اومده بود و موهَاش کمتر پیدا بود...
خیلی خوشش اومده بود و میگفت هر هفته باهاتون میام...
هرکس می شنید باورش نمی شد که این دختر گلستان اومده باشه، بعضی می پرسیدن مسخره بازی در نمی آورد!!!
همین باعث شد که خیلی ها که اهل این برنامه ها نیستند حساس شدند و تمایل دارن که بیاند وببینند چه خبره!
حالا هرموقع ، هرجا من رو میبینه میگه کی میرین گلستان...
خدا خدا میکنم از این به بعد تیمش هم با خودش بیاره...

......................................


نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/٢٧ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ توسط سما نظرات () |

آسمان اصفهان امشب می بارید...

زاینده رود زیبا شده...اما زیباتر از آن گلستان شهداست...

گلستانی با گلهای همیشه بهار...

باران امشب گلستان را زیباتر از زیبایی همیشگی اش کرده بود...

.................................................................

امشب نگهبان به زینب گفته بود بیمارمون با شعله زرد دیشب شما شفا گرفته...

هرکدوم وقتی می شنیدیم با تعجب میگفتیم شعله زرد ما...؟!

اما حواسمون نبود که صاحب اصلی نازنین بانویی بوده...نه ما...

 

یا زهرا

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/٢٤ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ توسط سما نظرات () |

امروز تو خوابگاه شعله زرد پختیم برای مراسم شب...

همیشه مراسم ها تعداد انگشت شماری میومدند...و حتی اگر همون چندنفر چندبار پذیرایی برمی داشتند بازهم پذیرایی هامون خیلی اضافه می اومد...

با پیشنهاد بچه ها دم غروب شعله زردهارو تو همه واحدها بین بچه ها توزیع کردیم و گفتیم شب مراسم داریم...

حدود 100تا شعله زرد هم اضافه اومد که بردیمشون بیمارستان سرطانیهای کنار خوابگاه و بین چندتابخش توزیع کردیم...

مراسم شب هم نسبت به همیشه شلوغ شد و خیلی خوب برگزار شد...

خوشحال شدیم از اینکه یه بار مراسم اون هم تو آخر هفته شلوغ شد...!!!

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/٢۳ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ توسط سما نظرات () |

 

----------------------------------------↓

 


 

               

 

 

 

 

   خیلــــــــی ها را صــــــــدا میزنند   

 

امـّـــا

 

   تنها عده ای میشنوند ! 

 

 

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

 

 

گام به گام عملی و مستند دوستی و انس با روح یک شهید

 

 

 

 

 

 هممون میدونیم شهید زندست و به انقلابی که به ثمر رسونده, سر میزنه و مدام اونو از گزند خطرات و تهدیدات حفظ میکنه. 

 

 

 

حالا تصور کنیم یا یکی از شهدا بتونیم رابطه دوستی - عاطفی برقرار کنیم.... 

 

فکر میکنین چه اتفاقی میفته !؟

 

 

 

      روح شهید با روح شما رفیق و همراه میشه.

 

      از فردا حضور شهید رو همیشه کنار خودتون احساس میکنید چون روح شما همیشه همراهتونه !

 

      در طول روز هواتونو داره ( موقع درس خوندن, نماز و انجام طاعات, غذا خوردن, مسجد رفتن, گردش و همه فعالیته ها.... ) 

 

      براتون مدام دعا میکنه چون شهدا فوق العاده رفیق باز بودن و هستند !

 

      نه تنها برای نماز صبح که بعد از مدتی برای خوندن نماز شب هایی باصفا بیدارتون میکنن.

 

      در هر مرحله از زندگی که چند گزینه انتخاب داشته باشید, به راحتی گزینه اصلح رو نشونتون میدن.

 

      لذت بندگی, عبادت, طاعت و معنویت رو به دوست خودشون خواهند چشاند.

 

      برای جوونهای در آستانه ازدواج, یه همسر خوب پیدا میکنن. یه دختر خانم یا آقا پسر خوب که اتفاقا اونم به شهید شما ارادت داره !!!

 

حالا به این مثلث فکر کنین :

 

     شما + دوست شهید شما + همسر شما (ارادتمند دیگر شهید)

 

     

 

     و در نهایت و اوج این رابطه این مثلث شکل خواهد گرفت :

 

     شما + دوست شهید شما + خــدا

 

      نسئل الله منازل الشهداء

 

 

 

 

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

 گام (1) : انتخاب فقط 1 شهید

 

  گام (2) : عهد بستن با شهید

 

  گام (3) : شناخت شهید

 

  گام (4) : هدیه ثواب اعمال خود به روح شهید

 

  گام (5) : درگیر کردن خود با شهید

 

   گام (6) : عدم گناه در حضور رفیق !

 

  گام (7) : اولین پاسخ شهید

 

  گام (8) : حفظ و تقویت رابطه تا شهادت

 

 

 

این
آموزش توسط یکی از شهدای موجود در پوستر فوق ( بصورت الهام به یکی از
دوستان مورداعتماد حقیر )  ارائه شده که بنده سراپاتقصیر وظیفه بازنشر اونو
دارم و بابت این لطف الهی بینهایت شاکرم.

 

         

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 


  گام (1) : انتخاب فقط 1 شهید :

خیلی مهمه فقط یک شهید انتخاب کنید. نگید من به یه گُردان شهید رو میزنم بلکه یکیشون جوابمو بده ! شهدا در آخرالزمان اینقد غریب و مظلوم اند که منتظر یه نیت پاک و باصفا هستن تا خودشونو نشون بدن.

آلبوم شهدا رو باز کنید یا میتونید از عکس بالا کمک بگیرید. اولین ملاک انتخاب شهید قیافه و صورت شهیده. ببینید با لبخند کدوم شهید ته دلتون خالی میشه، ذوق میکنید، به وجد میایید !؟

آفرین. درسته. این همون دوست شماست.

  گام (2) : عهد بستن با شهید :

 یه جا که جلو چشمتون باشه بنویسید و امضاءکنید :

با دوست شهیدم عهد میبندم پای رفاقت او تا لحظه شهادت خودم خواهم موند و از تذکرات دوستانه او به هیچ وجه رو بر نمیگردونم. گام (3) : شناخت شهید :

تا میتونید از
دوست شهیدتون اطلاعات جمع آوری کنید. ( عکس, متن, صوت, کلیپ, دستنوشته,
وصیتنامه, خاطرات همرزمان, خاطرات همسر شهید, پوستر و ....)
بصورت خرید از فروشگاه و  دانلود از اینترنت.


  گام (4) : هدیه ثواب اعمال خود به روح شهید :

 از
همین الان هر کار خیر و ثوابی انجام میدید مثل ( نماز واجب و مستحبی,
ادعیه, زیارات, صدقه, حتی درس خواندن برای رضایت خدا, روزه و خمس و زکات و
....) سریع در ابتدا یا انتهای آن به زبان بیاورید :

( خدایا طاعت من اگرچه ناقص است ولی یه نسخه از ثوابشو هدیه میکنم به روح دوست شهیدم )

طبق روایات نه تنها از ثواب شما کم نمیشه بلکه بابرکت تر هم خواهد شد !

توجه : مطمئناً شهید با کمالات و رتبه ای که داره نیازی به ثواب ماها نداره. پس دلیل این گام چیه !؟؟

جواب : شما با اینکار ارادت و خلوص نیت و علاقتونو به شهید نشون میدید. یعنی به شهید میگید چیزی بهتر از ثواب اعمال یافت نکردم که تقدیم دوست کنم.

  گام (5) : درگیر کردن خود با شهید :

 سریعا همین الان عکس بک گراند گوشی موبایلتونو عوض کنین و عکس شهید رو بذارید

از امروز همه پیامک ها و تماس هاتون توسط دوست شما بررسی میشه ░ همینکارو برای دسکتاپ کامپیوتر هم انجام بدید.

 محل کارتون, کیف جیبی, داشبورد ماشین, هرجا میتونید یه عکس یا نشونه از شهیدتون بذارید.

  صبح اولین نفر به دوست شهیدتون صبح بخیر بگید و شب هم آخرین شب بخیر...

▒ در طول روز تا میتونید با روح شهید حرف بزنید.

▒ مدام به او فکـــــــر کنید.

 

   گام (6) : عدم گناه در حضور رفیق ! :

خود شهید اسم این گام رو گذاشته : آخرین حجاب !

روح شهید تا این گام 5 بسیار بسیار از شما راضیه و تمایل شدیدی به شروع رابطه داره ولی !

 آیا در حضور دوستی معنوی روحانی به این باصفایی میتوان گناه کرد !؟

 نگاه
هامون, رابطمون با همکلاسی های نامحرم و اساتید نامحرم, چت با نامحرم,
غیبت, دروغ, کاهل نمازی, کم فروشی, کم کاری در شغل, بداخلاقی در منزل و
..... 

جواب این سوال با خود شما....

  گام (7) : اولین پاسخ شهید :

کمی
صبر و استقامت در گام 6 آنچنان شیرینی ای در این گام برای شما خواهد داشت
که در گام بعدی انجام گناه براتون سخت تر از انجام ندادن اونه !

                      ░ با افتخار منتظربرخی نشانه ها باشید  :

                            خواب دوست شهیدتونو میبینید.

                                    مکاشفه ای در روز.

                   دعوت به قبور شهدا و راهیان نور جنوب و غرب.

                             پیامی, نشانه ای, گفتگویی و ......

                             انواع روزی های معنوی جدید...


  گام (8) : حفظ و تقویت رابطه

گام های سختی را گذرانده اید. درست است ؟

مطمئناً با شیرینی ای که چشیده اید از این مسیر خارج نخواهید شد.

   نسئل الله منازل الشهداء



 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/۱٤ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ توسط سما نظرات () |

این پروژه ی عظیم ع.غ(عجب و غرور) هم چیز جالبیست...

همیشه برقرار است...و بیشتر روی عده ای انجام میشه...مخصوصا اونها که سعی در سریع و باکیفیت حرکت کردن دارن!!!

مهندسان و طراحان حرفه ای بی نظیری داره که هیچکس توانایی مقابله و رقابت با اونهارو نداره مگر خدا!

فقط خدا اراده کنه میتونه پروژه رو بخوابونه...

نمونه ای از خوابیدن پروژه برای مدتی:

یه نفر یه بار تعریف میکرد..توخوابگاه برا نمازشب بیدار شدم و خیلی خوشحال بودم...در اتاق رو که باز کردم و وارد هال شدم...تاریک بود ...

 ندا آمد...فلانی...

به اطراف نگاه کردم...به زحمت دیدم عده ای سفیدپوش را...

خدایا...من...

ندا آمد...فلانی...برق رفته...!هشیار شدم...

دوباره به اطراف نگاه کردم...آن عده ای سفیدپوش بچه های واحد بودند...همه از من 6-7سال کوچکتر بودند..نماز شب میخوندند...!!!!!!!!!!!!

 

..........

امیدوارم همیشه پروژه ع.غ تون لنگ بمونه..!!!!

...........................................................................

پ.ن:

جدیدا این پروژه شدیدا رو من داره کار میشه..مهندسانشم پشت پرده از نزدیکانم کمک گرفتن که حسابی رو من کار کنن...پدرومادر..فامیل..دوست...آشنا...همه و همه...

چندنفر به یه نفر...!

 

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/۱٠ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ توسط سما نظرات () |

خوب نظاره کن...همه چیز همین جاست...بر روی زمینی که نگه نداشت حرمت فاطمه س را...ولی باز ...باز روز از نو و روزی از عشق...کم کم گلدسته های شهر فاطمیه نمایان میشود...آیا میشود این فاطمیه گل زهرا هم نمایان شود...؟!

.....

نویسنده: شهید حجت...5 روز قبل از شهادت

لینک مطلب

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/٥ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ توسط سما نظرات () |

خدایا...

جقدر زود فراموش میکنیم که لطف تو به ما همیشگی و خیلی زیاده...

چرا...؟!چرا ما آدما انقدر فراموشکاریم....؟!!!؟

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/٢٠ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ توسط سما نظرات () |

Design By : Mihantheme